احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
475
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
ادعاهاى طرفدارى استقلال ايران كه آن دولت هميشه ميكرد بفعل و ثبوت برسد و ثانيا مهمتر از همه آنست كه قيودات و امتيازاتى كه بموجب آنها بتدريج ايران را مغلول و مقيد داشته و درصدى نود حقوق استقلالى آن را روس و انگليس سلب كرده و ايرانرا مانع از هرگونه حركت و ترقى شدهاند باطل و زايل گردد و دست و پاى ايران كاملا از اين زنجيرها آزاد شود . تا قشون خارجه ايرانرا تخليه كند دولت ايران بايد قواى نظامى كافى در ولايات خود فورا تدارك كند كه نظم و امنيت را كاملا حفظ كند و هيچگونه دلواپسى باقى نگذارد براى ايجاد يك قوه نظامى منظم صاحبمنصبان اروپائى لازم است كه تاحال دولت ايران از آزادى استخدام آنها از ذى الحجه 1329 به اين طرف بدبختانه محروم است . براى نگاهدارى آن قوه نظامى كه واجب واجبات است پول نقد لازم است كه شايد از اول امر لازم شود كه به قرض از خارجه تدارك شود در صورتى كه از سال 1318 به اين طرف اين حق از دولت ايران مسلوب شده و هكذا صدها حق ديگر كه شرح آنها در اينجا لازم نيست و بدون آنها اصلا اساس آزادى و استقلال معنى ندارد و عملا هم نگاهدارى آنها امكانپذير نيست . لكن قسمت اول و آخر ماده دهم متاركه كه دول متحدين مركزى و روس « آزادى و استقلال و تمامى خاكى » ايران را مبناى سياست قرار داده و علاوهبر تخليه ايران ميخواهند با دولت ايران داخل مذاكره شده و ( ساير وسايلى را كه براى انجام اساس مذكور ضرورى خواهد بود ) تصفيه نمايند اميد قوى ميدهد كه مقصود نه تنها تخليه ايران از قشون خارجى بلكه استقرار اصول آزادى و استقلال كامل ايران است . حالا ميبايد ديد آيا انگلستان هم اين مملكتى كه خود را وطن آزادى مينامد نيز حسننيت خود را عملا اظهار و اثبات كرده و بدولت روس و آلمان تأسى نموده پيروى اصول سابق الذكر را خواهد كرد و فورا قشون خود را كه پس از عقب كشيدن عثمانى و روس دليلى براى ماندن آنها در ايران نيست پس خواهد برد و برفع قيودات مخل باستقلال و آزادى ايران كه هميشه درباره آنها عقب نماندن از روس را دليل مجبوريت خود پيش ميآورد موافقت خواهد كرد يا نه . اينك موقع امتحان ادعاها تقىزاده ) بعقيدهء روزنامهء كاوه محك امتحان انگليس مندرجات مقالهء پرتلبيس جريدهء تايمس لندن مورخهء 19 دسامبر 1917 است كه در ترجمهء مادهء دهم عهدنامه متاركه نص عبارت را بطور صراحت تحريف كرده يعنى جملهء « اساس آزادى و استقلال و تماميت خاك ايران بيطرف را مبنى قرار داده الخ . » بدينگونه تغيير ميدهد « اساس آزادى و استقلال و تماميت خاك قسمت بيطرف ايران را مبنى قرار داده . . . الخ . » معلوم است با گنجاندن تنها كلمه « قسمت » در ميان جملهء مذكور معنى بچه اندازه تغيير ميابد بلكه اصلا به كلى ضد مقصود را مىرساند . ماده دهم متاركهنامه صراحة حاكى آزادى و استقلال و تماميت خاك تمام ايران است و در حقيقت ناسخ عهدنامه انگليس و روس 1325 راجع بايران است چه شناختن استقلال تام و تمام ايران از طرف دولت روس مستلزم نسخ منطقه نفوذ آن دولت در ايران مىباشد كه با اساس استقلال به كلى منافى بود در صورتى كه ترجمه روزنامه « تايمس » بهيچوجه من الوجوه اين معانى را نميرساند . علاوه بر تحريف مزبور روزنامه « تايمس » در جمله آخر ماده نيز تغييراتى داده است به اين معنى كه عبارت « ساير وسايل را كه براى انجام اساس مذكور در فوق ضرورى است » بدين طور ترجمه مينمايد : « و همچنين انجام ضمانت اساس مذكور و بعض وسائل ضروريه ديگر » و با اين جزئى تحريف آشكار است كه مقصود را تا بچه درجه سست نموده است . اين گونه تحريفات از جرائد ائتلاف تازگى ندارد و مخصوصا از طرف « تايمس » كه دشمنى آن با آمال ايران مشهود و قديمى است و در اين مورد نخواسته بگذارد كه ماده مذكور اثرات خود را در ميان آزادىطلبان صميمى انگليس ببخشد و با تحريفات جزئى به مقصود شوم خويش نايل گرديده است . و عجب آنكه روس ايران را آزاد ميخواهد و استقلال آن را ميشناسد و انگليسها كه هميشه سنگ حمايت و دلسوزى ملل ضعيف را به سينه ميزنند و مخصوصا مدتى با وعدههاى گرم و نرم گوش ايرانيان را پر نموده بودند امروز چشم ديدن فرمان آزادى ايران را هم ندارند و بدون بيم و خجالت در آن تحريفاتى مينمايند كه جاودان اسباب سيهروئى خود آنها خواهد شد .